حملات فیس بوکی ادامه پیدا می کند

ziaeparvarدر موضوع دفاع از اسم “خلیج فارس” و “روزنامه دانمارکی” چون برآیند حمله ها و کمپین ها به نفع ما بود، بعضی مسائل، مثل همین توهین ها نادیده گرفته شد. اما در موضوع زایتسف و فابیوس و مسی روی دیگر قضیه دیده شد! این ساده اندیشی است اگر فکر کنیم حمله به صفحه “مسی” آخرین حرکت کاربران ایرانی است. همیشه در رسانه های رسمی گفته ایم ما متمدن ترین، باهوش ترین و … هستیم! این تصورات را رسانه هایی ایجاد کرده اند که ما را نقطه ثقل دنیا و غرب را سراسر مافیا و فساد و فحشا نشان می دهند.

 

این ها نقل به مضمون، مهم ترین بخش های گفتگویم با دکتر حمید ضیایی پرور، دکترای ارتباطات و فعال رسانه های اجتماعی است. در پست دیروز حرفه؛ روابط عمومی “کاربرانی که زنگ خانه “مسی” را زدند و فرار کردند” را که ماحصل گفتگویم با دکتر حسین امامی بود خواندید. پست دیروز به فضای چالشی بین کارشناس و کاربران بازدید کننده تبدیل شد که برآیند آن هم از نظر ارتباطی قابل بررسی است.

 

اما مصاحبه امروز را بخوانید:

 

 

+ تا چه اندازه آزاد بودن دسترسی کاربران به صفحات افرادی مثل هنرمندان، ورزشکاران و افراد مشهور در شبکه های اجتماعی بر هجوم های مشابه صفحه “مسی” تأثیر گذار است؟

 

دکتر حمید ضیایی پرور: هم در ایران و هم در دنیا محیط شبکه های اجتماعی محیط نویی به حساب می آید، هم فعالان این عرصه و کاربران معمولی و هم کاربران حرفه ای زیاد با ادبیات و کارکردهای این فضا آشنا نیستند و آسیب ها و خطرات را نمی شناسند به ویژه در محیط ایران این مسئله تشدید شده است آن هم به دلیل اینکه کاربران ایرانی آنقدر در میحط های بسته رسانه ای قرار داشته اند که به برخی رویدادها واکنش های عجیب نشان می دهند که بعضی اوقات این موج ها مثبت است مثل بحث خلیج فارس و مسی و بعضی اوقات منفی مثل حمله به صفحه “مسی”.

 

این تدابیر صاحبان صفحه هاست که می خواهند همه صفحه ی آنها را ببینند و روی دیوارشان نوشته شود. بعضی از این صفحه ها حتی از شلوغ شدن صفحه هایشان استقبال می کنند و به قول مثالی که در سریال کیف انگلیسی گفته می شد که سیاستمدار باید “فحش خور ملسی” داشته باشد از این جنجال ها برای شهرت بیشتر و مطرح شدن در رسانه ها استقبال می کنند.

 

هستند سیاستمداران یا هنرمندانی که این فضا (دسترسی های مشاهده صفحه شخصی شان) را محدود می کنند، اما در همه جای دنیا سعی می کنند این فضا را باز بگذارند و در همه جای دنیا به همین شکل است. جذابیت این شبکه ها به همین است، دیدگاه هایی که اصطلاحا از کف خیابان ها برمی خیزند و من به آن لایه فرهنگ غیررسمی می گویم از این همین جا شنیده می شود.

 

ما در هر جامعه ای با یک فرهنگ رسمی و یک فرهنگ غیر رسمی مواجهیم، اغلب رسانه های ما در طیف رسمی قرار می گیرند و شبکه های اجتماعی در لایه غیر رسمی هستند؛ برخی افراد همان طور که در کوچه و خیابان با هم صحبت می کنند، در شبکه های اجتماعی هم به همان شکل صحبت می کنند. این مسئله غریبی نیست، فقط می توان گفت ما در حال تمرین گفتگو و تمرین دموکراسی هستیم.

 

+ ساختار فرهنگ بسیار پیچیده است و ادعای ایجاد و شکل دهی یک فرهنگ در جامعه، کمی دور از ذهن و دشوار است که بتوان چارچوبی رفتاری برای کاربران شبکه های اجتماعی تعریف کرد. با این فرضیه، آیا امکان دارد رفتاری مشابه هجوم کاربران ایرانی به صفحات زایتسف، فابیوس و مسی تکرار شود؟

 

دکتر حمید ضیایی پرور: با یادآوری اینکه واژه فرهنگ سازی واژه غلطی است عرض می کنم قطعا این (حملات بعدی به صفحات اشخاص دیگر) اتفاق می افتد، در موضوع خلیج فارس این اتفاق افتاد، اما چون برآیند این مسئله به نفع ما بود، توهین ها را نادیده می گرفتیم، اگر نه همین برخورد با شیوخ عرب هم می شد، یا کمپینی هایی که برای امضای آنلاین و Email Bombing علیه نشنال جئوگرافی و روزنامه دانمارکی انجام گرفت، اما چون برآیند به نفع ما بود، خیلی مسائل نادیده گرفته شد.

 

بخشی از این رفتار به سواد رسانه ای کاربران ایرانی شبکه های اجتماعی بر می گردد، کاربران ایرانی کمتر در تعامل با دنیا بوده اند و خیلی با رسانه های دنیا در ارتباط نبوده اند و آداب حضور و گفتگو با دنیا را نمی دانند. کاربر ایرانی هر چه دیده از تلویزیون فارسی زبان یا ماهواره بوده است، همچنین شهروندان ایرانی در مقابل شهروندان سایر کشورها، زیاد مسافرت نکرده اند و فرهنگ های دیگر را ندیده اند که چطور با هم گفتگو می کنند.

 

در نزاع ها، تصادفات، قتل ها، مشاجره ها و … نمونه هایی است که ما زیاد می بینیم و شاید معادل این نوع رفتارها در کشورهای دیگر کمتر به چشم بیاید، این نوع برخوردها ناشی از همان لایه فرهنگی است که در جامعه وجود دارد و در مواردی مثل هجوم به صفحه ها خود را نشان می دهد، برای اصلاح این رفتار نیازمند آن هستیم تعامل مان با دنیا را زیاد کنیم، دنیا را ببنیم به خصوص رسانه های صوتی تصویری ما در این ارائه تصویر از دنیا، رویکرد خود را عوض کنند. عمده تصورات مخاطب ایرانی این است که نیمی از مردم کشورهای توسعه یافته در فساد و مافیا هستند و نیمی دیگر در فساد و فحشا، هیچ وقت از خودمان سوال نمی کنیم که پس این همه پیشرفت علمی و تکنولوژیکی از کجا می آید، علم چطور پیشرفت کرده. برای همین در مواجهه ای مثل فوتبال دائما فکر می کنیم با همان مردمی که برایمان تصویر شده سر و کار داریم و در واکنش ها با همان انگاره ها برخورد می کنیم.

 

برداشت ما از دیگر فرهنگ ها و دیگر مردمان کاملا متفاوت است و خلاف واقعیت های آن جوامع است، برعکس در تبلیغات رسمی گفته می شود ما با شعورترین مردم دنیا هستیم، متمدن ترین مردم دنیا هستیم و …، این تصور در مردم عادی ما نیست و فکر می کند رفتار درست همین است که انجام گرفته، لذا به علت عدم دریافت درست از دنیا، کاربران ایرانی زیاد قابل نکوهش نیستند و باید به دنبال علت های ریشه ای بود که مردم ما امروز چنین رفتارهایی از خودشان بروز می دهند.

 

 

نویسنده:

تاریخ:

نوشتهٔ بعدی
حکایت این روزهای رفتار برخی کاربران ایرانی
نوشتهٔ پیشین
کاربرانی که زنگ خانه “مسی” را زدند و فرار کردند

نوشته‌های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید


هشت − = 5

فهرست