اندر حکایت جشنواره ۴م نشریات روابط عمومی و آموزه های ما

جشنواره چهارم نشریات روابط عمومی مثل سه جشنواره قبل به پایان رسید. این جشواره ۱۰م تا ۱۲م تیرماه برگزار شد. امسال به دلیل مشغله کاری و نمایشگاهی که این روزها در حال تدارک مقدمات برپایی آن هستیم فرصت نشد تا سری به جشنواره بزنم. اما از آنچه در خبرها آمد مشخص شد بخش اول جشنواره شامل نمایشگاه و انتشارات و بخش دوم هم کارگاه‌های آموزشی  شامل سه کارگاه آموزشی خبرنویسی نوین و عکس در انتشارات روابط عمومی و خبرنویسی الکترونیکی بود.
همچنین مراسم تقدیر از ۴۰ سال خدمات علمی و فرهنگی استاد میر سعید قاضی در عرصه‌ی روابط عمومی هم از برنامه های این جشنواره بوده است.
خیلی خوشحالم که این رویکرد در جشنواره ها و همایش ها به وجود آمده و از تلاش و زحمت اساتید روابط عمومی، تقدیرو تشکر می شود.
اما … اما
فکر کنم همه دوستانی که در چنین جشنواره و همایش هایی شرکت داشته اند می دانند که حاضرین در برنامه های یاد شده سازمان ها و شرکت هایی هستند که به صورت همیشگی هستند و می توان از پیش حضور آنها را حدس زد. کاش می شد خروجی این برنامه ها را اندازه گیری کرد. سطح کیفی خدمات کسانی که در این کارگاه ها حاضر می شوند بعد از گذران این دوره ها تا چه حد افزایش پیدا می کند. آیا این چهره های تکراری فقط برای اینکه چند روزی از شرکت و سازمان خود دور باشند به این برنامه ها می آیند یا واقعا به دنبال کسب علم و دانش اقدام به ثبت نام می کنند؟ چند درصد از شرکت کنندگان با هزینه شخصی و فقط برای استفاده از کلاس ها، حضور پیدا می کنند؟ آیا گردانندگان همایش ها و جشنواره ها به تعقیب دستاوردهای برنامه های خود می پردازند؟ آیا وب سایت، نشریه، دبیرخانه همایش ها و جشنواره ها تا جشنواره بعد و همایشی دیگر مخاطب خود را تنها می گذارند یا به صورت مستمر و با حفظ ارتباط به نگه داشت دستاوردهای برنامه ای که اجرا کرده اند می پردازند؟ تا جایی که من در این قبیل برنامه ها حاضر شدم به جز معدود برنامه های کیفی، دغدغه برگزار کنندگان دغدغه نان بوده تا علم، که البته چیز غریبی نیست. بهای هر چیز با ارزشی را باید پرداخت، اما با نگاهی عمیق تر و با توجه به معلوماتی که به شرکت کنندگان انتقال می یابد، انتظار بیش از این هاست. خاطرم هست در کارگاه جنبی سومین همایش که دکتر ضیایی پرور کلاس تکنولوژی های روابط عمومی را تدریس می کردند، بسیاری از حاضرین، به روز ترین تکنیک ارتباطی امروز یعنی اینترنت را فراگرفتند و قدم به قدم ساخت وبلاگ و ای میل و … را آموزش دیدند، اما خروجی چه بود؟! آیا گروهی از این جمع به راه اندازی وبلاگ یا یک گروه در یاهو یا گوگل اقدام کردند؟ آیا ارتباط بین اعضا یا استاد و شاگرد مستدام شد؟
در یکی از کارگاه هایی که شرکت داشتم، استاد، شماره موبایل خود را به شرکت کنندگان داد. این کار کمی باعث تعجب بود و در نگاه اول تبلیغاتی، اما توضیح استاد روشن کننده ماجرا بود: ” فقط یک یا دو نفر به این شماره زنگ خواهند زد”، کسانی که بحث کلاس علاقه مند باشند و من هم با کمال میل در خدمت این دوستان خواهم بود. بعد از روز و ماهی که با استاد مزبور ارتباط گرفتم، ادعایش را تأیید کرد و گفت: جز خود من هیچ یک ازشرکت کنندگان با ایشان ارتباطی ندارد.
کلاس های ما جایی است که درس هایمان پشت همان درها باقی می مانند.

نویسنده:

تاریخ:

نوشتهٔ بعدی
ایده های تبلیغاتی ۶؛ تبلیغ یک نوع مسکّن
نوشتهٔ پیشین
از آوردن تلفن همراه و وسایل اضافی خودداری کنید

نوشته‌های مرتبط

۲ دیدگاه. ارسال دیدگاه جدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید


4 − چهار =

فهرست