داوری آثار سازمان شما در شأن بنده نیست!

ghezavatبرای روابط عمومی ها، مناسبت های ملی و مذهبی، فرصت و بهانه ای است برای برگزاری نمایشگاه، مسابقه و جشنواره ها. این برنامه ها در مدل های کوچک (بین همکاران محدود یک حوزه از سازمان) تا مدل های بزرگ (بین همه همکاران در سراسر کشور) اجرا می شوند.

 

قطعا این مسابقه ها و نمایشگاه ها، قابل مقایسه با مدل های حرفه ای که در سطح ملی، منطقه ای یا بین المللی برگزار می شوند نیستند و از شرکت کنندگان هم انتظار ارسال چنین آثاری نمی رود.

 

کار قضاوت و داوری آثاری که در پی فراخوان روابط عمومی، به دبیرخانه می رسند بسیار حساس و ظریف است؛ چرا که در صورت هر نوع شائبه دخالت درون سازمانی در انتخاب آثار رسیده، همراهی و مشارکت همکاران در برنامه های بعدی افت شدیدی می کند. لذا تمام تلاش روابط عمومی باید بر این باشد که داوری هر نوع کار هنری، ورزشی و فرهنگی را به اصحاف فن و کارشناسانی که ذینفع سازمان نباشند بسپارد تا ضمن اعتماد سازی، هر نوع شائبه در انتخاب آثار از بین برود.

 

که عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکل ها!!

 

مشکل از زمانی شروع می شود که روابط عمومی باید برای داوری آثار، کارشناس ذیصلاحی را بیابد که برای امر داوری فرصت کافی داشته باشد. شاید بیان این نکته ساده نباشد اما به هر حال واقعیتی است که ما روابط عمومی ها با آن سر و کار داریم.

 

باید بدانیم؛

 

۱٫ نگاه کارشناسان و داوران به آثار آماتور که در سطح یک سازمان برگزار شده اند همان نگاه حرفه ای به آثاری است که شاگردان آنها در سطح حرفه ای به آن اشتغال دارند و تفکیک این دو، به نظر کار ساده ای نیست. (هم از حیث کیفیت آثار، هم هزینه ها و تعرفه های داوری) برای همین، روابط عمومی در زمان ارجاع موضوع به داوران و کارشناسان با این جمله کلیشه ای مواجه می شود: “ببخشید، این روزها فرصت ندارم”

 

۲٫ علی رغم اینکه روابط عمومی در ارتباط با کارشناسان و افرادی که به داوری آثار هنری و فرهنگی اشتغال دارند، عنوان می کند که هزینه های داوری را پرداخت می کند، اما برخی کارشناسان، حتی مرور این قبیل آثار درون سازمانی را دون شأن خود می دانند و از داوری آثار سر باز می زنند.

 

۳٫ تقبل هزینه هایی که روابط عمومی برای داوری آثار آماتور درون سازمانی خود در نظر می گیرد (اگر سازمان دولتی باشد) قطعا در چارچوب هزینه های تعریف شده سازمانی است و رقم هایی که بعضی اوقات تحت عنوان حق الزحمه داوری به روابط عمومی سازمان اعلام می شود خارج از توان و بضاعت یک روابط عمومی است یا در صورت قبول این هزینه ها، مدیر روابط عمومی باید منتظر زمانی باشد که برای این دست پرداخت ها مورد سؤال و بازخواست قرار بگیرد.

 

۴٫ در کنار همه این مشکلات، هستند کارشناسان و افرادی که ضمن خرسندی از برگزاری مسابقات هنری و فرهنگی در سازمان ها، بدون چشمداشت دست به داوری آثار می زنند و مسئولانه، نظر خود را بیان می کنند.

 

قطعا نمی توان انتظار داشت همه کارشناسان و داوران، از روی میل قلبی و تنها برای افزایش احسا “رضایت از خود” دست به داوری آثار هنری و فرهنگی سازمان ها و شرکت های خصوصی بزنند، اما می توان امیدوار بود برخورد با مسابقه های درون سازمانی، نگاهی فرهنگی باشد تا تجاری.

نویسنده:

تاریخ:

نوشتهٔ بعدی
طراحی مسابقه به مناسبت عید/۱ ـ بهترین sms نوروزی
نوشتهٔ پیشین
اشتراک گذاری بدون تحقیق مطالب در شبکه های اجتماعی

نوشته‌های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید


8 + شش =

فهرست