ایده های تبلیغاتی ۱۲؛ آگهی تبلیغاتی پیتزا فروشی
نگاشته شده توسط محمود حق وردی در ۲۹م مهر ۱۳۸۷اینقدر در سرویس دهی به مشتری هایمان سرعت داریم که حتی نیروهای واکنش سریع از پیک های ما برای مأموریتشان استفاده می کنند!!
اینقدر در سرویس دهی به مشتری هایمان سرعت داریم که حتی نیروهای واکنش سریع از پیک های ما برای مأموریتشان استفاده می کنند!!
یک وقت هایی اینقدر کم میاری که دلت می خواد این واحد کوفتی رو رها کنی و به فکر هر کار غیر مرتبطی باشی جز روابط عمومی، یه وقت هایی نمی دونی چجوری بگی یا چجوری کلمه و واژه گیر بیاری که دلت کمی آروم بشه.
یه وقت هایی باید نگاه هایی رو تحمل کنی که حتی توی سربازی هم ارشد گروهانتون اینجوری بهت نگاه نکرده و تحقیر نشدی!
یه وقت های باید سفارشاتی رو انجام بدی که با همه وجودت به غیراصولی بودن اونها باور داری!
یه کارشناس یا مدیر طوری با تو حرف می زنن که انگار تو غلام و برده اون واحدی و باید به اوامرشون عمل کنی!
یه طرحی می یاد که نه به اعتقاد تو، بلکه به اعتقاد همه هیچ ارزش بصری نداره، اما به تو می گن این خودشه و تو هم باید بخونی که تلاشت برای توضیح در بی ارتباط بودن طرح کاملا بیهوده است و باید مثل یه بچه حرف گوش کن این کارو انجام بدی!
یه وقت هایی تو کارمندی، یه وقت هایی کارشناسی، یه وقت هایی تو خیلی باارزشی، یه وقت هایی به تو ربطی نداره، یه وقت هایی: کی از تو پرسید؟! کارت رو بکن، یه وقت هایی…
یه وقت هایی نمی شه نگفت، اما می مونی که چی بگی یا چه جوری بگی!!
روابط عمومی در برگزاری برنامه ها نقش محوری و اساسی دارد. حلقه واسط بسیاری عوامل مانند امور پشتیبانی، خدماتی، فنی، تشریفاتی و … است. همان طور که همه اصحاب روابط عمومی می دانند، با توجه به اطلاعات و امکانات در اختیار روابط عمومی، امانتداری صفتی است که هر کارگزار روابط عمومی باید به آن آراسته باشد. اگر این امانتداری کم رنگ شود، رانت هایی به وجود می آید که گاهی اوقات نزدیکان روابط عمومی و در برخی دیگر خود روابط عمومی از آن استفاده می کند.
برنامه ای داشتیم که در آن باید تعدادی از همکاران و جمعیت های غیر دولتی برای حضور در آن دعوت می کردیم. برنامه یک مسابقه بود که برای نفرات برگزیده هم جوایز قابل توجهی در نظر گرفته بودیم. دعوت و راهنمایی و هدایت برنامه به عهده روابط عمومی بود. یکی از همکاران روابط عمومی جواب سوالات را به تعدادی از شرکت کنندگان که گویا از دوستانشان بودند، منتقل می کرد. مسئله برای من جالب شد و بهانه این یادداشت که اهمیت خویشتن داری روابط عمومی را برایم یادآوری می کرد. به هر روی تصور می کنم روابط عمومی باید برای اطلاعات و اختیاراتی که دارد ارزش قایل باشد. بی تفاوتی و بی اهمیت دانستن این اطلاعات به بی اعتباری روابط عمومی منجر می شود.
آخرین نظرات